
نام: | |
ایمیل: | |
ای دلنگران که چشم هایت بر در...
شرمنده که امروز به یادت کمتر...
جز رنج چه بود سهمت از این همه عشق
مظلوم ترین عاشق دنیا ! مادر!
گفتی به چه دلخوشی؟...سؤالت خوب است
گفتی که غریب...احتمالت خوب است
از شهر دلم گرفته ...بر خواهم گشت
ای تنهایی !
سلام!
حالت خوب است؟
داری به گلو بغض عجیبی ای شب!
وقتی که تو می رسی همه می خوابند
بدجور میان ما غریبی ای شب!
شنیدم عده ای از هموطنانم در فاصله ی زنجان -قزوین زیر خروارها برف دفن شده اند...
سرمای تو کشت خواهرم را ای برف!
خون کرد دل برادرم را ای برف
آهسته ببار تا بیابم شاید
گیسوی سپید مادرم را ،ای برف!
هرچند که از جوش و خروشش سخن است
یک عمــر نفهمید که دریـــــا، کــــفن است
ماییم که مشتاق صعودیم ای کوه!
تـنها هنـــر رود ، فـــرود آمـــــدن است!
پاییز ، اگرچه سیلی اش سنگین است
تا عشق تو هست زندگی شیرین است
در خاک ،بهار تازه را می جویند
افتادن برگ ها ، دلیلش این است
خاکی بودم، به خویش مغرور شدم
بر اصل خودم وصله ی ناجور شدم
تو کوه به کوه می رسیدی به خودت
من شهر به شهر از خودم دور شدم!
من و این داغ ِ در تکرار مانده
من و این آتش بیدار مانده
مپرس از من چرا دلتنگ هستم
دلم بین در و دیوار مانده....
سلام
تاخیری که در به روز کردن پیش آمد را ببخشید
آن ماهی ام که گوشه ای از حوض،مرده ام
بیچاره آن دلی که به دریا سپرده ام
بی تاب ، مثل شعر به کاغذ نیامده
شرمنده مثل نامه ی برگشت خورده ام
گاهی زلال اشکم و گاهی خروش خشم
دریای مختصر شده کوه فشرده ام
از بس که زخم بود برآن، جا نیافتم
تا بار عشق را بگذارم به گُرده ام
ای باغبان بیا و ببین دستهام را
از باغ، غیر حسرت چیدن نبرده ام
می ترسم ای رفیق تو هم مثل سنگ قبر
روزی مرا به دل بسپاری که مرده ام!
بندر عباس 22/9/86
تو نوری در شبستان سیاهم
تو رودی در کویرستان آهم
دل من تنگ و تاریک است بی تو
شبیه کوچه های زادگاهم!
صبحی گره از زمانه وا خواهد شد
راز شب تار برملا خواهد شد
در راه عزیزی ست که با آمدنش
هر قطب نما قبله نما خواهد شد!